ترجمه "activize" به فارسی
به کار انداختن, فعال کردن, کنشور کردن بهترین ترجمه های "activize" به فارسی هستند.
activize
verb
دستور زبان
To convert to activism.
-
به کار انداختن
-
فعال کردن
This is Huntress with an active air defense scramble.
. اينجا شکارچي ، فعال کردن خيزش پدافند هوايي.
-
کنشور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " activize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "activize" با ترجمه به فارسی
-
هزینه یابی بر مبنای فعالیت
-
فعالیت های تامین مالی
-
فعالیت های حمایتی
-
بایگانی جاری
-
محیط فعال لیزر
-
گزارش فعالیت روزانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن