ترجمه "actuation" به فارسی
بکارگماری, دفع, تحریک بهترین ترجمه های "actuation" به فارسی هستند.
actuation
noun
دستور زبان
The act of putting into motion. [..]
-
بکارگماری
-
دفع
noun -
تحریک
nounto be able to be sensed and to be actuated.
با قابلیت اینکه حس شوند و تحریک شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " actuation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "actuation" با ترجمه به فارسی
-
انجام دادن · به کار گماشتن · تحریک · عمل کردن · فعال کردن
-
قرار دهنده
-
انگیختن · برانگیختن · به جلو راندن · به حرکت درآوردن · به کار انداختن · تحریک کردن · جرقه زدن · روشن کردن (موتور و غیره) · سوق دادن · وادار به کاری کردن
-
اکچویتور · بکار اندازنده · فعال کننده · محرک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن