ترجمه "acute" به فارسی
تند, تیز, تیزبین بهترین ترجمه های "acute" به فارسی هستند.
acute
adjective
verb
noun
دستور زبان
Urgent. [..]
-
تند
adjective -
تیز
adjective adverblike a blind man whose hearing becomes more acute.
مانند کوری بود که تیز گوش باشد.
-
تیزبین
adjectiveand yet there were traces in the boy which might to an acute observer have suggested the man.
و در آن پسرک اثری به چشم میخورد که هر بیننده تیزبین آن را نشانی از مردی مییافت.
-
ترجمه های کمتر
- حاد
- شدید
- دقیق
- تیزهوش
- حساس
- شديد
- موشکاف
- تيز
- سرسوزنی
- کرکننده
- گوشخراش
- زیرک
- مبرم
- نافذ
- بحرانی
- وخیم
- قاطع
- برنده
- عمیق
- (صدا) زیر
- (هندسه) حاده
- (پزشکی) بیماری شدید ولی زودگذر (در مقابل مزمن)
- سوزن مانند
- نشان اکسانتگو (در فرانسه)
- نوک تیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "acute"
عباراتی شبیه به "acute" با ترجمه به فارسی
-
لوسمی حاد میلوئیدی
-
پریکاردیت حاد
-
بیماری سارس
-
سندرم گلومرولونفریت حاد
-
زاویۀ حاده
-
عفونت ادراری
-
تنش کاربردی
-
نارسایی حاد کلیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن