ترجمه "acuminous" به فارسی
تیز, تیزهوش, ذکی بهترین ترجمه های "acuminous" به فارسی هستند.
acuminous
adjective
دستور زبان
Characterized by acumen; keen. [..]
-
تیز
adjective adverb -
تیزهوش
-
ذکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acuminous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acuminous" با ترجمه به فارسی
-
تیزی · عمل تیزکردن
-
باریک کردن · سرسوزنی · سرسوزنی کردن · نوک باریک · نوک تیز · نوک تیز کردن · نوک دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن