ترجمه "acumination" به فارسی
تیزی, عمل تیزکردن بهترین ترجمه های "acumination" به فارسی هستند.
acumination
noun
دستور زبان
A sharpening; termination in a sharp point; a tapering point. [..]
-
تیزی
-
عمل تیزکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acumination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن