ترجمه "acumen" به فارسی
فراست, شم, تیزهوشی بهترین ترجمه های "acumen" به فارسی هستند.
acumen
noun
دستور زبان
quickness of perception or discernment; penetration of mind; the faculty of nice discrimination [..]
-
فراست
nounI'm in need of your mechanical acumen.
به فراست مکانیکی تو احتیاج دارم
-
شم
to business, strategic and financial acumen.
با شم بازرگانی، استراتژیک و مالی.
-
تیزهوشی
-
ترجمه های کمتر
- ذکاوت
- زیرکی
- تیزفهمی
- (گیاه شناسی) نوک باریک
- سرعت و صحت در تصمیم گیری
- فکر سلیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acumen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن