ترجمه "acuminate" به فارسی

نوک تیز, سرسوزنی, باریک کردن بهترین ترجمه های "acuminate" به فارسی هستند.

acuminate adjective verb دستور زبان

Tapering to a point; pointed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوک تیز

    adjective
  • سرسوزنی

  • باریک کردن

  • ترجمه های کمتر

    • سرسوزنی کردن
    • نوک باریک
    • نوک تیز کردن
    • نوک دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acuminate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acuminate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "acuminate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه