ترجمه "adder" به فارسی

مار جعفری, افعی, جمعکننده بهترین ترجمه های "adder" به فارسی هستند.

adder noun دستور زبان

(obsolete) A snake. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مار جعفری

    noun
  • افعی

    noun

    Or is the adder better than the eel Because his painted skin contents the eye?

    یا افعی از مارماهی بهتر است چون پوست رنگینش به چشم زیباتر است ؟

  • جمعکننده

  • ترجمه های کمتر

    • افزاینده
    • (جانور شناسی)
    • (نوعی مار کوچک و سمی اروپایی) ادر
    • (کامپیوتر) مدار جمع کننده
    • افزون گر
    • افعی (Vipera berus)
    • افعی اروپایی معمولی
    • انواع مارهای سمی (مثل افعی افریقایی) و غیر سمی (مثل مار شیری امریکای شمالی)
    • ماشین جمع
    • ماشین جمع زنی
    • ماشین حساب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "adder"

عباراتی شبیه به "adder" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) مار دمنده (مار زهرین افریقایی به نام Bitis arietans)
  • رجوع شود به milk snake
  • جمعکننده
  • (گیاه شناسی) · رجوع شود به dogtoothviolet · سرخس مار زبان (از جنس Ophioglossaceae)
  • (گیاه شناسی) ثعلب امریکایی (از جنس Malaxis)
اضافه کردن

ترجمه های "adder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه