ترجمه "addict" به فارسی

معتاد, اعتیاد, خو گرفته بهترین ترجمه های "addict" به فارسی هستند.

addict verb noun دستور زبان

A person who is addicted, especially to a harmful drug [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معتاد

    noun

    So, let's start with what's rational for an addict.

    خب، با اینکه چه چیزی برای یک معتاد منطقی است شروع کنیم.

  • اعتیاد

    noun

    person who is addicted, especially to a harmful drug

    Addiction is one of the problems of the youth of our day.

    اعتیاد یکی از مشکلات جوانان دوران معاصر است.

  • خو گرفته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عادت
    • وسواس
    • اعتیاد دادن
    • خو دادن
    • عادت دادن
    • عادی کردن
    • معتاد کردن
    • چرخ دنده ساعت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " addict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "addict" با ترجمه به فارسی

  • من یک معتاد به سکس هستم
  • مستی
  • اعتیاد جنسی
  • اعتیادآور · خو آفرین · معتاد کننده
  • آموختگی · اعتیاد · خو گرفتگی · خو گیری · عادت (قوی) · عدم استقلال · میل وافر · وابستگی
  • خو گرفته به مواد کرخگر · معتاد به مواد مخدر · وراد هب داتعم
  • اعتیاد به عشق
  • سل ریه · وراد هب یداتعم
اضافه کردن

ترجمه های "addict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه