ترجمه "addition" به فارسی
جمع, اضافی, افزایش بهترین ترجمه های "addition" به فارسی هستند.
addition
noun
دستور زبان
(uncountable) The act of adding anything. [..]
-
جمع
nounact of adding [..]
The Rushworths were the only addition to his own domestic circle which he could solicit.
راشورثها تنها کسانی بودند که او رضایت میداد وارد جمع خانواده بشوند.
-
اضافی
Then you wouldn't have the additional sin of destroying a life upon your conscience.
اونوقت لااقل گناه اضافی قتل، وجدانتونو آ زا رنمیده.
-
افزایش
nounbut this only gave an additional impulse to the new irritation of his latent dislike towards Mr. Casaubon.
همین امر سبب افزایش نفرت پنهانیش به آقای کازوبن شد.
-
ترجمه های کمتر
- افزودگی
- الحاقی
- (حساب) جمع
- اضافه شدن
- عنوانی که بعد از اسم فامیل می آید (مثلا : جناب آقای جان اسمیت .John Smith, Esq )
- هر چیز اضافه شده یا الحاق شده به چیز دیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " addition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Addition
-
افزایش- الحاق
عباراتی شبیه به "addition" با ترجمه به فارسی
-
رنگ افزایشی
-
افزودنیها
-
افزایش قیمت فروش
-
بهعلاوه · همچنین
-
قبول سفارش اضافی
-
برنامه ریزی بیشتر
-
عضو همانی برای جمع
-
چاشنيافزايي · چاشنیزنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن