ترجمه "additional" به فارسی
اضافی, افزوده, فزونی، زیادی؛ ؛ مازاد. بهترین ترجمه های "additional" به فارسی هستند.
additional
adjective
noun
دستور زبان
Supplemental or added to. [..]
-
اضافی
adjectiveSupplemental or added to
Then you wouldn't have the additional sin of destroying a life upon your conscience.
اونوقت لااقل گناه اضافی قتل، وجدانتونو آ زا رنمیده.
-
افزوده
As the child grows older, there are additional concerns.
همچنان که فرزندشان رشد میکند بر نگرانیهای آنان نیز افزوده میشود.
-
فزونی، زیادی؛ ؛ مازاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " additional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "additional" با ترجمه به فارسی
-
رنگ افزایشی
-
افزودنیها
-
افزایش قیمت فروش
-
بهعلاوه · همچنین
-
قبول سفارش اضافی
-
برنامه ریزی بیشتر
-
افزایش- الحاق
-
عضو همانی برای جمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن