ترجمه "addled" به فارسی
گرفته ترجمه "addled" به فارسی است.
addled
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of addle. [..]
-
گرفته
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " addled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "addled" با ترجمه به فارسی
-
(تخم مرغ) فاسد · سر در گم · سر در گم کردن یا شدن · عمل آمدن · فاسد کردن یا شدن · مشوش کردن یا شدن · گندیدن · گیج (امروزه بیشتر در ترکیب به کار می رود: addlebrained)
-
پسربچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن