ترجمه "adept" به فارسی

ماهر, استاد, زبر دست بهترین ترجمه های "adept" به فارسی هستند.

adept adjective noun دستور زبان

Well skilled; completely versed; thoroughly proficient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    adjective noun

    Now I have a feeling he's equally adept at it.

    الان يه حسي بهم ميگه که کاملاً توي اين کار ماهر شده.

  • استاد

    adjective

    The aide de camp, an adept in his art, grasping his partner firmly round her waist, with confident deliberation started smoothly

    آجودان که در کار خود استاد بود، آرام و مطمئن و به آهنگ موزون موسیقی بانوی خود را محکم در آغوش گرفت

  • زبر دست

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • کاردان
    • کارشناس
    • خبره
    • ماهرانه
    • زبردست
    • زبردستانه
    • هنرشناس
    • متخصص
    • آدم کاردان
    • آدم کارشناس
    • چیره دست
    • چیره دستانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adept " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adept" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "adept" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه