ترجمه "adequate" به فارسی
کافی, مناسب, بسنده بهترین ترجمه های "adequate" به فارسی هستند.
adequate
adjective
verb
دستور زبان
Equal to some requirement; proportionate, or correspondent; fully sufficient; as, powers adequate to a great work; an adequate definition lawfully and physically sufficient. [..]
-
کافی
adjectiveWe have to provide adequate resources to young people.
ما باید منابع کافی و شایسته را در اختیار جوانان قرار دهیم.
-
مناسب
one or two points where the design is not perfectly adequate. (Laughter)
یک یا دو نکته از طراحی آنها کاملاً مناسب نیست. (خنده)
-
بسنده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بس
- مساوی
- به اندازه
- به اندازه کافی
- به اندازه ی لازم
- قابل قبول ولی نه عالی
- کافی ولی نه رضایتبخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adequate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adequate" با ترجمه به فارسی
-
باندازه کافی · بطورمناسب · بقدرکافی · چنانکه تکافو نماید
-
تکافو · شایستگی · مناسبت · کفایت
-
افشا کامل، افشای کافی
-
اساس مناسب
-
نمونه کافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن