ترجمه "adjust" به فارسی
سازگار کردن, میزان کردن, وفق دادن بهترین ترجمه های "adjust" به فارسی هستند.
adjust
verb
دستور زبان
(transitive) To modify. [..]
-
سازگار کردن
To change to reach a certain scope or condition.
-
میزان کردن
verbBy adjusting this slider you can control the menu effect opacity
با میزان کردن این لغزان میتوانید تاری جلوۀ گزینگان را کنترل کنید
-
وفق دادن
verbMaybe not, but they'll adjust somehow, find their way.
شايد نشن ولي اونا راه وفق دادن خودشون رو يه جوري بالاخره پيدا ميکنند.
-
ترجمه های کمتر
- (ارتش - تیراندازی) میزان کردن
- (بیمه) خسارت بیمه را محاسبه کردن
- (خود را) تطبیق دادن
- آشتی دادن
- اصلاح کردن
- انطباق دادن
- تعدیل کردن
- تنظیم کردن
- جور کردن
- رفع اختلاف کردن (در حساب و غیره)
- سازگار كردن
- قراول رفتن
- ميزان كردن
- همنوایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjust " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adjust" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات سازگاری
-
نرخ بازده تعدیل شده
-
اصلاح پذیر · تعدیل پذیر · درست کردنی · قابل تسویه · قابل تعدیل · میزان کردنی
-
تعدیل پایان دوره – تعدیل پایان سال مالی
-
تراز آزمایشی اصلاح شده ثبت اصلاحی
-
(بیمه) محاسبه ی (برآورد) میزان خسارت · اصلاح / تعدیل · اقتباس · انطباق · تسویه · تطبیق دهی · تعدیل · تغییر · تنزل قیمت · تنظیم · حالصا ،میظنت · دکمه یا اسباب تنظیم · دگرگونی · رگلاژ · سازش · سازگاری · میزان · میزان ساز · میزان گر · کم کردن قیمت (به خاطر عیب کالا)
-
تعدیلهای حسابداری
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن