ترجمه "adjuster" به فارسی
تسویه کننده, میزان کننده بهترین ترجمه های "adjuster" به فارسی هستند.
adjuster
noun
دستور زبان
One who adjusts, especially for the insurance industry's employment title "claims adjuster." [..]
-
تسویه کننده
-
میزان کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjuster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adjuster" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات سازگاری
-
نرخ بازده تعدیل شده
-
اصلاح پذیر · تعدیل پذیر · درست کردنی · قابل تسویه · قابل تعدیل · میزان کردنی
-
تعدیل پایان دوره – تعدیل پایان سال مالی
-
تراز آزمایشی اصلاح شده ثبت اصلاحی
-
(بیمه) محاسبه ی (برآورد) میزان خسارت · اصلاح / تعدیل · اقتباس · انطباق · تسویه · تطبیق دهی · تعدیل · تغییر · تنزل قیمت · تنظیم · حالصا ،میظنت · دکمه یا اسباب تنظیم · دگرگونی · رگلاژ · سازش · سازگاری · میزان · میزان ساز · میزان گر · کم کردن قیمت (به خاطر عیب کالا)
-
تعدیلهای حسابداری
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن