ترجمه "Adjustment" به فارسی
تعدیل و اصلاح – تنظیم, تنظیم, تغییر بهترین ترجمه های "Adjustment" به فارسی هستند.
Adjustment
-
تعدیل و اصلاح – تنظیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Adjustment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
adjustment
noun
دستور زبان
a small change; a minor correction; a modification [..]
-
تنظیم
A change to an account to correct or update the balance.
You can adjust game configuration options when starting the game for the first time.
شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید.
-
تغییر
nounI still enjoy baseball, but I have adjusted my values.
هنوز هم از بیسبال لذّت میبرم، اما ارزشها و معیارهای زندگیام را تغییر دادهام.
-
تعدیل
Modify and adjust the existing description so that it is more and more accurate and precise.
توصیف را اصلاح و تعدیل کنید تا دقیقتر و مشخصتر گردد.
-
ترجمه های کمتر
- سازگاری
- سازش
- میزان
- انطباق
- رگلاژ
- اقتباس
- دگرگونی
- تسویه
- (بیمه) محاسبه ی (برآورد) میزان خسارت
- اصلاح / تعدیل
- تطبیق دهی
- تنزل قیمت
- حالصا ،میظنت
- دکمه یا اسباب تنظیم
- میزان ساز
- میزان گر
- کم کردن قیمت (به خاطر عیب کالا)
عباراتی شبیه به "Adjustment" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات سازگاری
-
نرخ بازده تعدیل شده
-
اصلاح پذیر · تعدیل پذیر · درست کردنی · قابل تسویه · قابل تعدیل · میزان کردنی
-
تعدیل پایان دوره – تعدیل پایان سال مالی
-
تراز آزمایشی اصلاح شده ثبت اصلاحی
-
تعدیلهای حسابداری
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
-
تغيير ساختي · تغییر ساختاری · تنظيم ساختاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن