ترجمه "adjutancy" به فارسی
معاونت, (ارتش) آجودانی بهترین ترجمه های "adjutancy" به فارسی هستند.
adjutancy
noun
دستور زبان
the state or office of being an adjutant, assistant, or helper [..]
-
معاونت
-
(ارتش) آجودانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjutancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adjutancy" با ترجمه به فارسی
-
مساعد
-
(ارتش امریکا) رییس کل پرسنل (معمولا درجه ی سرلشگری دارد) · (ارتش) آجودان کل · (امریکا) رییس کل امور ادرای گارد ملی ایالتی · افسر معاون اداری فرمانده ی هنگ یا لشگر · افسر پرسنل
-
مساعد
-
استخوانخور بزرگ
-
(ارتش) آجودان · (جانور شناسی) لک لک کچل (Leptoptilos dubius) · آجودان · مساعد · معاون · وردست · کمک · یاور
-
(ارتش) آجودان · (جانور شناسی) لک لک کچل (Leptoptilos dubius) · آجودان · مساعد · معاون · وردست · کمک · یاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن