ترجمه "administer" به فارسی
اداره کردن, دادن, دارو دادن بهترین ترجمه های "administer" به فارسی هستند.
administer
verb
دستور زبان
(transitive) To cause to take, either by openly offering or through deceit. [..]
-
اداره کردن
verb -
دادن
verbadministering additional oxygen at the stage
دادن اکسيژن اضافي در اين مرحله
-
دارو دادن
دارو دادن
Among adolescents and young adults who had not received previous opioid therapy, approximately 5% of those who were administered opioids postoperatively continued to receive them 90 days later.
از میان نوجوانان و جوانانی که سابقا تحت اپیوئید درمانی نبودند، تقریبا ۵% از بیمارانی که در دوره پس از عمل به آن ها اپیوئید داده شده بود، ۹۰ روز بعد همچنان آن را دریافت کردند.
-
ترجمه های کمتر
- (تنبیه و اعدام و غیره) اجرا کردن
- (حقوق) به عنوان مباشر (یا امین ترکه یا متولی) عمل کردن
- (مراسم تحلیف و غیره را) سرپرستی کردن
- رسیدگی کردن
- فرمداری کردن
- مدیریت کردن
- نظارت کردن
- نظارت کردن بر
- پرستاری کردن
- کار ترازی کردن
- یاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " administer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Administer
-
اداره کردن
verb
تصاویر با "administer"
عباراتی شبیه به "administer" با ترجمه به فارسی
-
اجرا کرد · اداره کرد · بکار برد · گذشته فعل Administer
-
اجازه دادن · اداره کردن · کمک کردن
-
قیمت گذاری اداری
-
قیمت اداره شده، قیمت تنظیم شده
-
اجازه دادن · اداره کردن · کمک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن