ترجمه "admonisher" به فارسی
مشاور, ناصح, پنددهنده بهترین ترجمه های "admonisher" به فارسی هستند.
admonisher
noun
دستور زبان
One who admonishes. [..]
-
مشاور
noun -
ناصح
-
پنددهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " admonisher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "admonisher" با ترجمه به فارسی
-
(به طور ملایم) انتقاد کردن · بازخواست کردن · برحذر داشتن · تذکر دادن · دلسرد کردن · سرزنش کردن · سست کردن · متنبه کردن · نصیحت کردن · نکوهش کردن · پند دادن
-
اخطار · اندرز · اگاهی · تذکر · تنبیه · توبیخ · نصیحت · پند
-
(به طور ملایم) انتقاد کردن · بازخواست کردن · برحذر داشتن · تذکر دادن · دلسرد کردن · سرزنش کردن · سست کردن · متنبه کردن · نصیحت کردن · نکوهش کردن · پند دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن