ترجمه "adolescence" به فارسی
نوجوانی, بلوغ, رشد بهترین ترجمه های "adolescence" به فارسی هستند.
The transitional period of physical and psychological development between childhood and maturity. [..]
-
نوجوانی
transitional stage of physical and psychological development that generally occurs during the period from puberty to legal adulthood
He had fallen victim to his own protracted adolescence, it was as simple as that.
او قربانی عصیان نوجوانی خویش شده بود موضوع کام لا ساده بود.
-
بلوغ
nounthey had become as Identical as they had been until adolescence.
همانطور که در زمان کودکی و تا قدم گذاشتن به سنین بلوغ عیناً شبیه به هم بودند.
-
رشد
nounShe was a splendid adolescent with long and firm bones
ربهکا حالا رشد کرده و به یک زن شکیل، با استخوانبندی نسبتاً درشت و قوی، تبدیل شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- جوانی
- نوجواني
- شباب
- دوره جوانی
- سنین بین بلوغ و کمال
- نو جوانی
- نوجوانان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adolescence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adolescence" با ترجمه به فارسی
-
بالغ (از سن بلوغ تا حدود بیست و یک سالگی) · برنا · جوان · خام · خام دست · نوجوان · وابسته به نوجوانی · کم تجربه
-
نوجوانان
-
جوانی · شباب
-
نوجوانی (جانوران)
-
نوجواني (انسان)
-
نوجوانان · نوجواني