ترجمه "adolescent" به فارسی
برنا, جوان, نوجوان بهترین ترجمه های "adolescent" به فارسی هستند.
adolescent
adjective
noun
دستور زبان
Characteristic of, or relating to, or undergoing adolescence; immature. [..]
-
برنا
adjectivea teenager
-
جوان
adjectiveLook, I haven't time for these adolescent antics.
ببين ، من براي اين جوون بازي هاي مسخره وقت ندارم
-
نوجوان
nounCommunicating with adolescents is not an impossible task.
گفتگو و ایجاد ارتباط با نوجوانان غیرممکن نیست.
-
ترجمه های کمتر
- خام
- بالغ (از سن بلوغ تا حدود بیست و یک سالگی)
- خام دست
- وابسته به نوجوانی
- کم تجربه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adolescent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adolescent" با ترجمه به فارسی
-
نوجوانان
-
جوانی · شباب
-
بلوغ · جوانی · دوره جوانی · رشد · سنین بین بلوغ و کمال · شباب · نو جوانی · نوجوانان · نوجواني · نوجوانی
-
نوجوانی (جانوران)
-
نوجواني (انسان)
-
نوجوانان · نوجواني
-
بلوغ · جوانی · دوره جوانی · رشد · سنین بین بلوغ و کمال · شباب · نو جوانی · نوجوانان · نوجواني · نوجوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن