ترجمه "adorning" به فارسی
ارایش, اراینده, تزیین بهترین ترجمه های "adorning" به فارسی هستند.
adorning
noun
verb
دستور زبان
Present participle of adorn. [..]
-
ارایش
-
اراینده
-
تزیین
nounHe bought two chic Pompadour statuettes to adorn his drawing room.
دو مجسمه زیبای مادام دویمپادور برای تزیین سالنش خرید.
-
ترجمه های کمتر
- زیب دهنده
- زینت کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adorning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adorning" با ترجمه به فارسی
-
آذین کردن · آراستن · تزیین کردن · زینت بخش بودن · زینت بخشیدن · زینت دادن · زینت کردن · قشنگ شدن · لذت بخشیدن · مزین کردن · پوشاندن · پیراستن
-
اراسته · مزین · پیراسته
-
آرایش · آرایه · تزیین · زینت · زیور · مزین سازی · وسیله ی تزیین · پیرایش
-
آرایش · آرایه · تزیین · زینت · زیور · مزین سازی · وسیله ی تزیین · پیرایش
-
آذین کردن · آراستن · تزیین کردن · زینت بخش بودن · زینت بخشیدن · زینت دادن · زینت کردن · قشنگ شدن · لذت بخشیدن · مزین کردن · پوشاندن · پیراستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن