ترجمه "adultness" به فارسی
کبرسن, بلوغ, رشد بهترین ترجمه های "adultness" به فارسی هستند.
adultness
noun
دستور زبان
The state or quality of being an adult. [..]
-
کبرسن
-
بلوغ
I figured as an adult, I wouldn't have to worry about it.
وقتي که به سن بلوغ رسيدم نگراني در مورد طلاق نداشتم
-
رشد
nounone whose unforeseen maturity gave her the air of an adult.
دختری که رشد جسمانی و عقلانی پیشبینینشدهی او، از او یک فرد بالغ ساخته بود.
-
رسیدگی
nounHow have adult children who live far away from their parents continued to honor and care for them?
برخی چگونه به والدین دور خود احترام میگذارند و به نیاز آنان رسیدگی میکنند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adultness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adultness" با ترجمه به فارسی
-
بالغ · بزرگ · بزرگسال · به سن قانونی رسیده · وابسته به بزرگسالان · کبیر · گیاه یا حیوان بزرگسال (بالغ) · گیاه یا حیوانی که به کمال رسیده است
-
بالغین · بزرگسالان
-
حالت من بزرگسالی
-
نیا( غلاب صخش یگداتفاراکزا یاضاقت یارب هیلوا هتسب یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش هتسب).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب مزال
-
آموزش بزرگسالان
-
حالت من بزرگسالی
-
دندان دائمی
-
بالغ · بزرگ · بزرگسال · به سن قانونی رسیده · وابسته به بزرگسالان · کبیر · گیاه یا حیوان بزرگسال (بالغ) · گیاه یا حیوانی که به کمال رسیده است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن