ترجمه "adumbrate" به فارسی

مبهم کردن, (به صور مبهم) خلاصه کردن, (به صورت سایه) ترسیم کردن بهترین ترجمه های "adumbrate" به فارسی هستند.

adumbrate verb دستور زبان

To foreshadow vaguely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبهم کردن

    verb
  • (به صور مبهم) خلاصه کردن

  • (به صورت سایه) ترسیم کردن

  • ترجمه های کمتر

    • از پیش اشاره کردن به
    • تلقین کردن
    • دلالت کردن (به طور مبهم)
    • سایه افکندن
    • سایه پوش کردن
    • محرم ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adumbrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adumbrate" با ترجمه به فارسی

  • نشان دهنده طرح مختصراز چیزی
  • در سایه · سایه
  • اشاره کننده · اندک نمایش دهنده
  • اشاره · تصور قبلی · سایه افکنی · طرح مختصر · کنایه
اضافه کردن

ترجمه های "adumbrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه