ترجمه "advanc" به فارسی
برتری, حسن, پیشرفت بهترین ترجمه های "advanc" به فارسی هستند.
advanc
-
برتری
-
حسن
noun properMiss Tilney met her with great civility, returned her advances with equal goodwill
دوشیزه تیلنی با نزاکت تمام با کاترین دیدار کرد، با حسن نیت به پیشقدمی کاترین جواب داد،
-
پیشرفت
nounThat was a great advance for the lad.
برای هیرتن این کار پیشرفت بزرگی محسوب میشد.
-
فایده
nounInterest and the characters of his band advanced
ربالنوع فایده با ملتزمین رکاب خویش به دختر نزدیک شدند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advanc " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advanc" با ترجمه به فارسی
-
تخادرب شیپ
-
مساعده در برابر تأمین
-
مطالعات پیشرفته
-
سیستم تلفنی همراه پیشرفته
-
مزایای پیشرفته
-
جلو · سالخورده · عالیه · مترقی · پیر · پیش · پیشرفته · گران · گزاف
-
ایامدی
-
(امریکا - تئاترهای سیار یا کاندیدهای انتخاباتی - کسی که از قبل برای مهیا کردن امور به محل می رود) جلودار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن