ترجمه "advance" به فارسی

پیشرفت کردن, پیشرفت, پیشروی بهترین ترجمه های "advance" به فارسی هستند.

advance adjective verb noun دستور زبان

To bring forward; to move towards the van or front; to make to go on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشرفت کردن

    verb

    His spiritual advancement resulted in a purposeful life.

    هیدئو از لحاظ روحانی بسیار پیشرفت کرد و همین به زندگیاش هدفی واقعی بخشید.

  • پیشرفت

    noun

    That was a great advance for the lad.

    برای هیرتن این کار پیشرفت بزرگی محسوب میشد.

  • پیشروی

    noun

    Our advance from so new a direction threw them into panic.

    و بدین ترتیب پیشروی ما از اینسو آنها را کام لا گیج و غافلگیر کرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • مساعده
    • جلو بردن
    • ترقی
    • بردن
    • تصاعد
    • پروردن
    • وام
    • (تاریخ یا وقت چیزی را) جلو آوردن
    • (قیمت را) بالا بردن
    • ارائه دادن
    • بالا رفتن
    • ترفیع یافتن یا دادن
    • ترقی کردن
    • تشویق کردن
    • جلو انداختن
    • جلو رفتن
    • جلو روی
    • قبل از موعد پرداخت کردن
    • مساعده دادن
    • مهم کردن یا شدن
    • نظر کردن به
    • پول پیشکی
    • پیش بردن
    • پیش دریافت/ پیش پرداخت
    • پیش رفتن
    • پیش روند
    • پیش قسط
    • پیش پرداخت
    • پیشروی کردن
    • پیشکی دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Advance
+ اضافه کردن

"Advance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Advance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "advance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه