ترجمه "adversity" به فارسی
بدبختی, فلاکت, مشقت بهترین ترجمه های "adversity" به فارسی هستند.
adversity
noun
دستور زبان
The state of adverse conditions; state of misfortune or calamity. [..]
-
بدبختی
nounI don't agree with the theory that adversity and sorrow and disappointment develop moral strength.
من با این نظریه که بدبختی و غم و ناامیدی قوای اخلاقی آدم را میسازد مخالفم.
-
فلاکت
nounPeople who overcome adversity don't do it alone.
کسانی که بر فلاکت غلبه میکنند، تنهایی آن را انجام ندادهاند.
-
مشقت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناملایمات
- سختی
- فاجعه
- ادبارومصیبت
- ادبار
- بداقبالی
- بدبیاری
- پریشان حالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adversity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "adversity"
عباراتی شبیه به "adversity" با ترجمه به فارسی
-
کژگزینی
-
(دستور زبان) واژه ای که ضدیت یا نقطه ی مقابل بودن را می رساند (مثل but و however و yet) · ناقض · واژه ی نقض · پادواژ (adversative wordهم می گویند)
-
نظر مردود، اظهار نظر مردود
-
بطورمخالف
-
اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · واكنشهاي نامطلوب دارويي · واکنشهای سوء دارو
-
ضدیت · مخالفت · مغایرت
-
اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · واكنشهاي نامطلوب دارويي · واکنشهای سوء دارو
-
رویداد دارای ریسک نامطلوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن