ترجمه "adversative" به فارسی
ناقض, (دستور زبان) واژه ای که ضدیت یا نقطه ی مقابل بودن را می رساند (مثل but و however و yet), واژه ی نقض بهترین ترجمه های "adversative" به فارسی هستند.
adversative
adjective
noun
دستور زبان
(linguistics) Expressing opposition or difference. [..]
-
ناقض
adjective -
(دستور زبان) واژه ای که ضدیت یا نقطه ی مقابل بودن را می رساند (مثل but و however و yet)
-
واژه ی نقض
-
پادواژ (adversative wordهم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adversative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adversative" با ترجمه به فارسی
-
کژگزینی
-
نظر مردود، اظهار نظر مردود
-
بطورمخالف
-
ادبار · ادبارومصیبت · بداقبالی · بدبختی · بدبیاری · سختی · فاجعه · فلاکت · مشقت · ناملایمات · پریشان حالی
-
اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · واكنشهاي نامطلوب دارويي · واکنشهای سوء دارو
-
ضدیت · مخالفت · مغایرت
-
اثرات ثانويه · اثرات جانبی · اثرات سوء دارو · اثرات غير هدف · واكنشهاي نامطلوب دارويي · واکنشهای سوء دارو
-
رویداد دارای ریسک نامطلوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن