ترجمه "adversarial" به فارسی

خصمانه, هماورد, رقیب بهترین ترجمه های "adversarial" به فارسی هستند.

adversarial adjective دستور زبان

Characteristic of, or in the manner of, an adversary; combative, hostile, opposed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خصمانه

    adverb adjective

    It's good to meet in less adversarial circumstances, isn't it?

    خوبه وقتي همديگه رو توي شرايطي که خصمانه و رقباتي نيست ملاقات ميکنيم ، مگه نه ؟

  • هماورد

  • رقیب

    noun

    He seemed more enthusiastic, more vital than his imperturbable adversary

    زیرا خود را از هر جهت سرزندهتر و مشتاقتر از رقیب تزلزلناپذیرش حس میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • حریف
    • دشمن
    • وابسته به مخالفت یا دشمنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adversarial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adversarial" با ترجمه به فارسی

  • حریف · خصم · دشمن · رقیب · مبارز · مخالف · مخالفت · مدعی · مدعیانه · معاندانه · مورد دعوی · همآورد · هماورد · همیستار · وابسته به دعوی (حقوقی) · وابسته به مخالفت
  • حریف · خصم · دشمن · رقیب · مبارز · مخالف · مخالفت · مدعی · مدعیانه · معاندانه · مورد دعوی · همآورد · هماورد · همیستار · وابسته به دعوی (حقوقی) · وابسته به مخالفت
اضافه کردن

ترجمه های "adversarial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه