ترجمه "adversary" به فارسی

دشمن, همیستار, هماورد بهترین ترجمه های "adversary" به فارسی هستند.

adversary noun دستور زبان

An opponent or rival. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشمن

    noun

    کسی که کسی مخالف است

    I can get on quite well with loyal adversaries who use the same weapons.

    من در کمال خوبی میتوانم با دشمنان آزادهای که با سلاحهای آشکار مبارزه میکنند توافق پیدا کنم.

  • همیستار

    noun

    opponent

  • هماورد

    opponent

  • ترجمه های کمتر

    • حریف
    • خصم
    • مدعی
    • مخالف
    • رقیب
    • مخالفت
    • مدعیانه
    • معاندانه
    • همآورد
    • مبارز
    • مورد دعوی
    • وابسته به دعوی (حقوقی)
    • وابسته به مخالفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adversary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Adversary proper

(Judaism) Satan [..]

+ اضافه کردن

"Adversary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Adversary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "adversary"

عباراتی شبیه به "adversary" با ترجمه به فارسی

  • حریف · خصمانه · دشمن · رقیب · هماورد · وابسته به مخالفت یا دشمنی
اضافه کردن

ترجمه های "adversary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه