ترجمه "affront" به فارسی

توهین, اهانت, اهانت کردن بهترین ترجمه های "affront" به فارسی هستند.

affront verb noun دستور زبان

To insult intentionally, especially openly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توهین

    noun

    Throwing games was an affront to his personal philosophy.

    بازیهای پرتابی در فلسفهی شخصی او یک توهین آشکار به حساب میآمد.

  • اهانت

    noun

    He wore himself out in futile wrath against the affronts of the implacable town.

    خودخوری و خشمبیفایده از رفتار اهانت بار آن شهر بیرحم فرسودهاش کرد.

  • اهانت کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تحقیر
    • هتاکی
    • رودررویی
    • آبروریزی
    • (عمدا) رنجاندن
    • به مبارزه طلبیدن
    • بی حرمتی
    • تحقیر کردن
    • توهین کردن
    • توهین کردن به
    • جلو (کسی) ایستادن
    • خوار سازی
    • خوار و خفیف کردن
    • رو در رو شدن
    • مقابله کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " affront " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "affront" با ترجمه به فارسی

  • توهین کننده · دشنام دهنده · هتاک
  • توهین امیز · دشنام امیز
اضافه کردن

ترجمه های "affront" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه