ترجمه "afterward" به فارسی
سپس, بعدا, مطابق بهترین ترجمه های "afterward" به فارسی هستند.
afterward
adverb
دستور زبان
(US) subsequently to some other action [..]
-
سپس
adverbThen she described the pity she had felt, first for her brother, and afterwards for Dolly.
سپس تأسفی را که ابتدا برای برادرش و سپس برای دالی حس کرده بود، شرح داد.
-
بعدا
adverbTell him it has been sunk in the harbour in order to be recovered afterwards by divers.
بهش بگین توی آبهای لنگرگاه غرق شده تا بعدا غواصها پی داش کنن.
-
مطابق
adverbafterwards shook hands, according to their invariable custom.
بعد مطابق معمول همیشگی خود دست یکدیگر را فشردند.
-
ترجمه های کمتر
- درپی
- بعداز
- اخر
- در جستجوی
- در صدد
- در نتیجه (بیشتر afterwards می گویند)
- پس از
- پس از آن
- پشت سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afterward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afterward" با ترجمه به فارسی
-
اخر · بعد · بعدا · بعداز · بعدازان · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس · پس از · پس از آن · پس ازان · پشت سر
-
اخر · بعد · بعدا · بعداز · بعدازان · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس · پس از · پس از آن · پس ازان · پشت سر
-
اخر · بعد · بعدا · بعداز · بعدازان · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس · پس از · پس از آن · پس ازان · پشت سر
-
اخر · بعد · بعدا · بعداز · بعدازان · در جستجوی · در صدد · درپی · سپس · مطابق · پس · پس از · پس از آن · پس ازان · پشت سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن