ترجمه "afterwards" به فارسی

بعد, سپس, پس بهترین ترجمه های "afterwards" به فارسی هستند.

afterwards adverb دستور زبان

(temporal location, chiefly US) At a later or succeeding time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بعد

    adverb

    at a later or succeeding time

    Krum slouched off to join them shortly afterward.

    کمی بعد کرام نیز با هیکل خمیدهاش به آنها پیوست.

  • سپس

    adverb

    Then she described the pity she had felt, first for her brother, and afterwards for Dolly.

    سپس تأسفی را که ابتدا برای برادرش و سپس برای دالی حس کرده بود، شرح داد.

  • پس

    adjective conjunction noun adverb

    The same arm had been pierced by a venomous foot long fang not long afterward.

    مدتی پس از آن حادثه یک نیش سی سانتی متری زهر الود در همان دستش فرو رفت.

  • ترجمه های کمتر

    • بعدا
    • اخر
    • بعدازان
    • درپی
    • بعداز
    • مطابق
    • در جستجوی
    • در صدد
    • پس از
    • پس از آن
    • پس ازان
    • پشت سر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afterwards " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "afterwards" با ترجمه به فارسی

  • اخر · بعدا · بعداز · در جستجوی · در صدد · در نتیجه (بیشتر afterwards می گویند) · درپی · سپس · مطابق · پس از · پس از آن · پشت سر
  • اخر · بعدا · بعداز · در جستجوی · در صدد · در نتیجه (بیشتر afterwards می گویند) · درپی · سپس · مطابق · پس از · پس از آن · پشت سر
  • اخر · بعدا · بعداز · در جستجوی · در صدد · در نتیجه (بیشتر afterwards می گویند) · درپی · سپس · مطابق · پس از · پس از آن · پشت سر
اضافه کردن

ترجمه های "afterwards" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه