ترجمه "aggravated" به فارسی
(حقوق - در مورد هر تخلف) بدترین نوع آن, مشدد بهترین ترجمه های "aggravated" به فارسی هستند.
aggravated
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of aggravate. [..]
-
(حقوق - در مورد هر تخلف) بدترین نوع آن
-
مشدد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aggravated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aggravated" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) ناراحت و عصبانی کردن · اذیت کردن · بدتر کردن · خشمگین کردن · رنجه داشتن · وخیم تر کردن
-
(عامیانه) ناراحتی خشم انگیز · آزار · اذیت · انگیزش · بدتر کردن · تحریک · تشدید · رنجه · غضب · مصدع · موجب وخامت یا بدی · وخیم سازی
-
بدترکننده · سخت کننده · شدیدکننده · وخيم کننده
-
بدترشونده · مایه تشدید
-
بدترکننده · شدیدکننده
-
بدترکننده · سخت کننده · شدیدکننده · وخيم کننده
-
بدترکننده · سخت کننده · شدیدکننده · وخيم کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن