ترجمه "aggregate" به فارسی

جمع, مجموع, توده بهترین ترجمه های "aggregate" به فارسی هستند.

aggregate adjective verb noun دستور زبان

Formed by a collection of particulars into a whole mass or sum; collective; combined; added up [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع

    noun

    through an aggregation and analysis of our public consumer credit data.

    جمع آوری و تحلیل اطلاعات عمومی مصرف ما ساخته میشوند.

  • مجموع

    noun

    If you aggregate it, it's the third largest economy on Earth,

    در مجموع سومین اقتصاد بزرگ جهان است

  • توده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بر افزوده
    • متراکم
    • فراهمه
    • انبوهه
    • جمعا
    • جمیع
    • فراهم
    • (زمین شناسی) سنگ بر افزوده (که از متراکم شدن قطعات بلور و فلز و غیره به وجود آمده)
    • (گیاه شناسی) متراکم (مثل برخی گل های خوشه ای)
    • بالغ شدن بر
    • بر افزودن
    • به صورت مجموعه یا هم انباشت درآوردن
    • جمع آوری کردن
    • جمع شده
    • سنگ دانه ای
    • مجموع، کل کلان
    • مجموعه ای از چیزهای گوناگون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aggregate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aggregate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aggregate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه