ترجمه "aggregation" به فارسی

تجمع, انبوهش, برافزوده بهترین ترجمه های "aggregation" به فارسی هستند.

aggregation noun دستور زبان

The act of collecting together (aggregating). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجمع

    noun

    So when you look online at the way people aggregate,

    بنابراین وقتی شما به روشی که مردم تجمع می کنند ، آنلاین دیده می شوید

  • انبوهش

  • برافزوده

  • ترجمه های کمتر

    • فراهمی
    • گردآمدگی
    • تراکم
    • (اشخاص یا اشیا) مجموعه ی مرکب از اجزای مشخص
    • بر افزودگی
    • فراهم آمدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aggregation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aggregation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aggregation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه