ترجمه "agilely" به فارسی
بزرنگی, بچابکی, جلد بهترین ترجمه های "agilely" به فارسی هستند.
agilely
adverb
دستور زبان
In an agile manner; with agility. [..]
-
بزرنگی
-
بچابکی
-
جلد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agilely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agilely" با ترجمه به فارسی
-
تردست · تنددست · تَر و فرز · تیز هوش · زرنگ · زیرک · سریع الانتقال · فرز · چابك · چابُک · چابک · چالاک · چُست
-
قابلیت رمزگذاری
-
جلدی · زیرکی · چابکی · چالاکی
-
والابی چابک
-
قابلیت رمزگذاری
-
زرنگی · چابکی
-
تردست · تنددست · تَر و فرز · تیز هوش · زرنگ · زیرک · سریع الانتقال · فرز · چابك · چابُک · چابک · چالاک · چُست
-
تردست · تنددست · تَر و فرز · تیز هوش · زرنگ · زیرک · سریع الانتقال · فرز · چابك · چابُک · چابک · چالاک · چُست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن