ترجمه "agonist" به فارسی

آگونیست, هماوردگر, (تئاتر) شخصیت عمده ی نمایش که در کشمکشی شرکت دارد بهترین ترجمه های "agonist" به فارسی هستند.

agonist noun دستور زبان

Someone involved in a contest or battle (as in an agon). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگونیست

    chemical substance which, upon binding to a receptor, leads to its activation

  • هماوردگر

  • (تئاتر) شخصیت عمده ی نمایش که در کشمکشی شرکت دارد

  • ترجمه های کمتر

    • (کالبد شناسی) عضله ی هماوردگر یا آگونیست (که عملش توسط عضله ی پاد هماوردگر یا آنتاگونیست مهار می شود)
    • بازیگر عمده
    • دچار اضطراب
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agonist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agonist" با ترجمه به فارسی

  • رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
  • باکوشش وتقلا · بطورغیرطبیعی
  • آگونيستهاي هورموني
  • تقلاامیز · جدلی · مستعد جنگ · وابسته به مسابقه های باستانی یونان
  • آگونیست · آگونیستها · همکنشها
  • علم مسابقه
  • (نمایش و غیره) کشمکش دار · (یونان کهن) مسابقه ای · اهل زد و خورد · مستعد جنگ · هماوردگر · هماوردی · وابسته به ورزش · پر تنش (agonistical هم می گویند) · کشمکش گر
  • مبارز · هماوردگر · کشمکش گر
اضافه کردن

ترجمه های "agonist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه