ترجمه "agonized" به فارسی
باستانی شده, قدیمی شده, یونانی شده بهترین ترجمه های "agonized" به فارسی هستند.
agonized
adjective
verb
Simple past tense and past participle of agonize. [..]
-
باستانی شده
-
قدیمی شده
-
یونانی شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agonized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agonized" با ترجمه به فارسی
-
(نمایشنامه های یونان کهن) کشمکش شخصیت ها · (یونان کهن) · مسابقه (ادبی یا ورزشی و غیره)
-
(قدیمی) گذشته
-
(هندسه) فاقد زاویه · بی گوشه · فاقد انحراف مغناطیسی
-
وابسته به جان کندن · وابسته به سکرات موت
-
دردناک · دَردگِن · رنج اور · پر تب و تاب
-
به خود پیچیدن · تحریف کردن · تقلا کردن · جان کندن · در تب و تاب بودن · در تکاپو بودن · درد کشیدن · رنج بردن · رنج دادن · زجر دادن · شکنجه دادن · عذاب دادن · کشمکش کردن
-
خط فرضی بر روی کره ی زمین که شمال جغرافیایی و شمال مغناطیسی بر روی آن به عنوان یک نقطه ی واحد فرض شده اند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن