ترجمه "agonizing" به فارسی

پر تب و تاب, دردناک, دَردگِن بهترین ترجمه های "agonizing" به فارسی هستند.

agonizing adjective noun verb دستور زبان

Causing agony. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر تب و تاب

    causing agony

  • دردناک

    adjective

    When he spoke again, his voice was so agonized that I looked up at him in shock.

    وقتی ادوارد دوباره صحبت کرد صدایش چنان دردناک بود که نگاهم را به خود جلب کرد.

  • دَردگِن

  • رنج اور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agonizing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agonizing" با ترجمه به فارسی

  • (نمایشنامه های یونان کهن) کشمکش شخصیت ها · (یونان کهن) · مسابقه (ادبی یا ورزشی و غیره)
  • (قدیمی) گذشته
  • باستانی شده · قدیمی شده · یونانی شده
  • (هندسه) فاقد زاویه · بی گوشه · فاقد انحراف مغناطیسی
  • وابسته به جان کندن · وابسته به سکرات موت
  • به خود پیچیدن · تحریف کردن · تقلا کردن · جان کندن · در تب و تاب بودن · در تکاپو بودن · درد کشیدن · رنج بردن · رنج دادن · زجر دادن · شکنجه دادن · عذاب دادن · کشمکش کردن
  • خط فرضی بر روی کره ی زمین که شمال جغرافیایی و شمال مغناطیسی بر روی آن به عنوان یک نقطه ی واحد فرض شده اند
اضافه کردن

ترجمه های "agonizing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه