ترجمه "agony" به فارسی

درد, عذاب, رنج بهترین ترجمه های "agony" به فارسی هستند.

agony noun دستور زبان

Pain so extreme as to cause writhing or contortions of the body, similar to those made in the athletic contests in Greece; and hence, extreme pain of mind or body; anguish; paroxysm of grief; specifically, the sufferings of Christ in the garden of Gethsemane. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    We have known the agony of heart ripped yet beating from sundered chest.

    ما همگي با درد قلبي که در سينه ي پاره پاره شده هنوز در حال تپشه آشنايي داريم.

  • عذاب

    noun

    I was buried in the terror and despair and agony of her gaze.

    من در وحشت و یأس و عذاب چشمهای او دفن شده بودم.

  • رنج

    Im in agony, so ought you to be.

    من رنج میبرم، تو نیز باید رنج ببری.

  • ترجمه های کمتر

    • جان کندن
    • احتضار
    • زجر
    • تقلا
    • تکاپو
    • فوران
    • تجلی
    • کشمکش
    • تقلای شدید
    • درد جانکاه
    • سکرات مرگ
    • سکرات موت
    • شکنجه (روحی)
    • غلیان (احساسات)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Agony
+ اضافه کردن

"Agony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Agony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "agony" با ترجمه به فارسی

  • باستانی نمودن · قدیمی کردن · یونانی نمودن
اضافه کردن

ترجمه های "agony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه