ترجمه "ahead" به فارسی

جلو, پیشاپیش, به جلو بهترین ترجمه های "ahead" به فارسی هستند.

ahead adverb دستور زبان

In or to the front; in advance; onward. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلو

    noun

    The school is two kilometers ahead.

    مدرسه دو کیلومتر به سمت جلو است.

  • پیشاپیش

    adverb

    The children ran ahead with frightened and gleeful shrieks.

    کودکان که از ترس و شادی جیغ میکشیدند، پیشاپیش میدویدند.

  • به جلو

    adverb

    But at that moment Merry gave a whistle of relief and pointed ahead.

    ولی درست در آن لحظه مری از سر آسودگی سوتی کشید و به جلو اشاره کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • به پیش
    • پیش
    • مقدم
    • پیشتر
    • قبلا
    • بعد
    • (در مسابقه و نبرد و غیره) جلو
    • بسوی جلو
    • به سوی جلو
    • در آینده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ahead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ahead" با ترجمه به فارسی

  • با دست پر برگشتن · سربلند بیرون آمدن · سربلند شدن
  • بردن
  • (معمولا با the) اجازه ی شروع · ابتکار · تشکیلات اقتصادی · در حال پیشرفت بدون درنگ · دستور آغاز · فشارآور · قریحه · پرفعالیت
  • (موسیقی جاز) استریت اهد · بدون پیچیدگی · روشن · ساده · نابغرنج · واضح
  • بفرمایید
  • پیش از
  • بردن
  • بفرمایید
اضافه کردن

ترجمه های "ahead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه