ترجمه "go-ahead" به فارسی
(معمولا با the) اجازه ی شروع, ابتکار, تشکیلات اقتصادی بهترین ترجمه های "go-ahead" به فارسی هستند.
go-ahead
adjective
noun
دستور زبان
Approval, agreement, or instruction to begin or proceed. [..]
-
(معمولا با the) اجازه ی شروع
-
ابتکار
noun -
تشکیلات اقتصادی
noun
-
ترجمه های کمتر
- در حال پیشرفت بدون درنگ
- دستور آغاز
- فشارآور
- قریحه
- پرفعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " go-ahead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن