ترجمه "go-between" به فارسی

دلال, رابط, مداخله کننده بهترین ترجمه های "go-between" به فارسی هستند.

go-between noun دستور زبان

An intermediary or middleman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلال

    noun
  • رابط

    noun

    They have a go-between apparently.

    ظاهرا که يه رابط دارن

  • مداخله کننده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • میانجی
    • واسطه
    • وساطت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " go-between " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "go-between" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه