ترجمه "airy" به فارسی
باروح, سبک, واهی بهترین ترجمه های "airy" به فارسی هستند.
airy
adjective
دستور زبان
Consisting of air; as, an airy substance; the airy parts of bodies. [..]
-
باروح
-
سبک
adjective nounLike most shy men he greatly admired airy, vivacious, always at ease girls like Scarlett.
و اسکار لت را با آن حالت گشادگی و سبک سریاش میستود.
-
واهی
-
ترجمه های کمتر
- پوچ
- ظریف
- نازک
- ساختگی
- تخیلی
- شاد
- سبکدل
- غیرجدی
- دلباز
- سبکبال
- تصنعی
- بادی
- سرسری
- نظری
- (ظاهرا) بی علاقه
- بسیار بالا
- به طور مصنوعی
- بی اعتنا
- بی خیال
- بی غم
- در آسمان
- در معرض نسیم
- در هوا
- در هوای باز
- سر به هوا
- غیر ذاتی (مثل هوا)
- غیر واقعی
- پا در هوا
- پر فیس و افاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " airy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "airy" با ترجمه به فارسی
-
خاصیت شناوری · سرحالی · سرزندگی · ظرافت · نشاط · هوای تازه · هوای خوش
-
(بیشتر انگلیس) · تخیلی · ظاهرساز · ظریف و لطیف · غیر عملی · غیر واقعی · لفظ قلمی · پر کرشمه · پری مانند · پوچ · کسی که خود را می گیرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن