ترجمه "alertness" به فارسی

زنده دلی, چالاکی, هشیاری بهترین ترجمه های "alertness" به فارسی هستند.

alertness noun دستور زبان

The quality of being alert or on the alert; briskness; nimbleness; activity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنده دلی

    noun
  • چالاکی

    noun
  • هشیاری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گوش به زنگ بودن
    • مراقبت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alertness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alertness
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هوشیاری

    His long ears are upright and his wide, white eyes are alert.

    گوشهای درازش سیخ شدهاند و در چشمهای کشیده و سفیدش نگاه هوشیاری دیده میشود.

عباراتی شبیه به "alertness" با ترجمه به فارسی

  • آماده · آماده باش دادن · آژیر · آژیر زدن · آگهباش · آگهباش دادن · اخطار · اعلام خطر · تند · خوش · خوشحال · دارای حضور ذهن · زرنگ · زنده دل · شاد · مواظب · هراس · هشدار · هشدار دادن · هشیار · هوشیار · پر نیرو · چست · گوش به زنگ کردن
  • آگاه از
  • آژیر خطر فوری · حالت آماده باش (برای وضع اضطراری)
  • (ارتش) آماده باش هوایی
  • جعبه هشدار
  • آماده · آماده باش دادن · آژیر · آژیر زدن · آگهباش · آگهباش دادن · اخطار · اعلام خطر · تند · خوش · خوشحال · دارای حضور ذهن · زرنگ · زنده دل · شاد · مواظب · هراس · هشدار · هشدار دادن · هشیار · هوشیار · پر نیرو · چست · گوش به زنگ کردن
  • آماده · آماده باش دادن · آژیر · آژیر زدن · آگهباش · آگهباش دادن · اخطار · اعلام خطر · تند · خوش · خوشحال · دارای حضور ذهن · زرنگ · زنده دل · شاد · مواظب · هراس · هشدار · هشدار دادن · هشیار · هوشیار · پر نیرو · چست · گوش به زنگ کردن
  • آماده · آماده باش دادن · آژیر · آژیر زدن · آگهباش · آگهباش دادن · اخطار · اعلام خطر · تند · خوش · خوشحال · دارای حضور ذهن · زرنگ · زنده دل · شاد · مواظب · هراس · هشدار · هشدار دادن · هشیار · هوشیار · پر نیرو · چست · گوش به زنگ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "alertness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه