ترجمه "all" به فارسی

همه, تمام, سراسر بهترین ترجمه های "all" به فارسی هستند.

all noun adverb adjective conjunction دستور زبان

(degree) intensifier. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همه

    determiner adjective

    every individual of the given class

    We are all stupid, just on different subjects.

    ما همه احمقیم، هر کدام در یک زمینه.

  • تمام

    adjective

    throughout the whole of (a stated period of time)

    Tom, who had been working all day, wanted to have a rest.

    تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.

  • سراسر

    determiner adverb

    every individual of the given class

    You see, you've got solar and wind opportunity all across the nation.

    میبینید، شما فرصتهای خورشیدی و بادی در سراسر کشور دارید.

  • ترجمه های کمتر

    • همگی
    • جمیع
    • هرگونه
    • تماما
    • هَم
    • هَمِه
    • همه چیز
    • تام
    • سراپا، سر بسر، یکسره
    • بسیار
    • کاملا
    • کلیه
    • یکسره
    • سرتاسر
    • هریک
    • قاطبه
    • (گویش محلی) تمام شده
    • از همه جهت
    • به کلی
    • تک تک
    • حد اکثر
    • سر بسر
    • مصرف شده
    • هرکدام (بیشتر در مورد امتیاز)
    • همه نوع
    • کلیه ی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " all " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

All
+ اضافه کردن

"All" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای All در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ALL abbreviation

Initialism of [i]anterolateral ligament[/i].

+ اضافه کردن

"ALL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ALL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "all"

عباراتی شبیه به "all" با ترجمه به فارسی

  • (در جمع) چهار دست و پا · نوعی بازی ورق که با هر دست آن می توان حداکثر چهار امتیاز آورد · چهارپا
  • (در ورزش)قهرمان · (زمان) همه · بهترین [all-conference] · دگر [all-purpose] · سرتاسر [all-night] · منحصرا [all-American] · همه · کاملا
  • يك بار و برای هميشه
  • این همه داستان نیست، همه ماجرا نیست، ماجرا فراتر از این می رود.
اضافه کردن

ترجمه های "all" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه