ترجمه "allay" به فارسی
تسکین دادن, گساریدن, خواباندن بهترین ترجمه های "allay" به فارسی هستند.
allay
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To make quiet or put at rest; to pacify or appease; to quell; to calm. [..]
-
تسکین دادن
verb -
گساریدن
-
خواباندن
-
ترجمه های کمتر
- فرو نشاندن، فرو نشانی
- (در مورد ترس و اندوه) تسلی دادن
- (در مورد درد) فروکش کردن
- آرام کردن
- معتدل شدن
- کاستن (ترس)
- کم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allay" با ترجمه به فارسی
-
آرام · خلاص · رها شده · قرار گرفته
-
مشاغل بنبست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن