ترجمه "alleged" به فارسی

(حقوق) متهم, ادعائی،, بقول معروف بهترین ترجمه های "alleged" به فارسی هستند.

alleged adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of allege. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (حقوق) متهم

  • ادعائی،

  • بقول معروف

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • به اصطلاح
    • منتسب به
    • مورد ادعا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alleged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alleged" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) اظهاری که دادخواه در نظر دارد بعدا اثبات کند · اتهام · ادعا · اسناد · اظهار · دعوی · هناهب ،راهظا
  • (حقوق) ادعا کردن · (قدیمی) به عنوان مدرک یا مرجع (له یا علیه) رای دادن · (معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن · ارائه دادن · اقامه کردن · بحق دانستن · تاکید کردن · مدعی شدن · نظر دادن
  • ادعا · اظهار
  • مقدار خالی بسته
  • (حقوق) ادعا کردن · (قدیمی) به عنوان مدرک یا مرجع (له یا علیه) رای دادن · (معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن · ارائه دادن · اقامه کردن · بحق دانستن · تاکید کردن · مدعی شدن · نظر دادن
اضافه کردن

ترجمه های "alleged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه